تبلیغات
کوچه های خیالی - باران...
کوچه های خیالی

 

قطرات باران به شیشه پنجره ام میخورد.
آسمان هم دلش عجیب گرفته است.
سر بر روی زانوانم میگذارم
تا هیچ چیز را نبینم و حس نکنم!
اما...
با نم نم اشکهایم چه کنم؟!

 

 

 

 


نوشته شده در دوشنبه 13 آذر 1391 ساعت 04:03 ب.ظ توسط بهاره نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت