تبلیغات
کوچه های خیالی - درد...
کوچه های خیالی

 

 

 

 

تمـــام تنــم می ســوزد از زَخــم هایی که خـورده ام


دردِ یکـــ اتفـــــاق که شــاید با اتقاق ِ تـو

دردشــ متفاوتـــ باشد ویرانــــم می کند

من از دستــ رفـــته ام ، شکســته ام

می فهــــمی ؟

به انتهـــایِ بودنم رســیده ام ؛

امـا اشکـــ نمی ریزم

پنهــان شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند


نوشته شده در پنجشنبه 23 آذر 1391 ساعت 05:21 ب.ظ توسط بهاره نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت